X
تبلیغات
جن علوم غریبه دعا - مطالبي مهم درباره جن
اولین وبگاه تخصصی جن , علوم غريبه , متافیزیک , ادعیه , سنگ ها

وفات زعفر ، رهبر شیعیان اجنه

 در مجلسی از مجالس مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) عده ای از صلحا و اولیاء جمع بودند . پس از ذکر مصیبت  در مجلس ، ناگهان صدائی توأم با حزن  بلند شد : « ای وای زعفر جنی فوت شد . » ولی کسی دیده نمی شد . سکوت مجلس را فرا گرفت و این بار صدای شیون و ضجه از چند نفر به گوش رسید . بعد با صدای متعارف گفته شد : « برای زعفر جنی فاتحه بخوانید و مجلس فاتحه برپا سازید ، چرا که او بر گردن جن و انس حق دارد . »

فوت زعفر در زمان حیات آیت الله بروجردی « ره » بود و پس از آنکه علما از فوت زعفر اطلاع پیدا کردند ، مجالس عزا و ختم برای آن شخصیت بزرگ برپا نمودند . بعضی از شهرها و روستاهای ایران به تبعیت از علما ، مجالس ختم قرآن و عزا برپا نمودند .

پس از زعفر ، رهبری شیعیان اجنه را فرزند بزرگوارش جناب « سَعفر » به عهده گرفته که هم اکنون هم رهبری شیعیان جن را بر عهده دارد . او همچون پدرش محب و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می باشد . خداوند وجود ایشان را از کلیه  بلیات حفظ نماید و همه ما را از شیعیان واقعی اهل بیت علیهم السلام قرار دهد و عاقبت امر ما را ختم به سعادت فرماید . انشاء اله

 منبع : آیت الله مرتضوی لنگرودی ، محمد مهدی ، ارمغان هند و پاک ، ص 52

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/08/19ساعت 12:11  توسط  محمد  | 


اعتقاد به وجود جنّها نه جزء اصول دین مسلمین است و نه جزء فروعشان ؛ از طرف دیگر شناخت آنها

نفع خاصّی هم به حال بشر ندارد. لذا سزا نیست که مسلمان وقت و عمر خود را صرف شناخت

تفصیلی این موجودات نماید.

همین اندازه که انسان با راههای عامّ به وجود آنها یقین حاصل نماید برای او کافی است.

لذا بیان راههای خاصّ برای این نیست که شما بزرگوار آن طیّ بفرمایید ،

بلکه صرفاً برای آگاهی رسانی است. 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/10/20ساعت 21:49  توسط  محمد  | 

 

استاد م.گ را مي توان يكي از موفق ترين ها در علوم فراحسي و غريبه دانست . او معتقد

است ، در علوم غريبه بايستي از هر لحاظ پاكيزه بود ، داشتن نيت پاك و روحي آرام و بدون

اضطراب ، درآمد حلال و نيت خير نسبت به سايرين را از شروط مهم در اين باب مي داند .

انس با قرآن ، عبادت ، ادعيه و دانستن علم فقه را نيز در اين باره ضروري ميداند ؛ زيرا شخص

بدون آنها در دام شياطين افتاده و از حيله ها و نيرنگ هاي آنان مصون نخواهد بود.

او تسخير جن و ارتباط گرفتن با ملك را از طريق غير عرفاني صحيح ندانسته و سير و سلوك

اين مسير را بدون هدايت اهل بيت (ع) باطل مي داند . به اعتقاد وي توسل به ائمه معصومين

و خواندن نماز از نمونه ترين و بهترين راهها در مسير زندگي است . او الهيات و توسلات را

بهترين روش براي رسيدن به علوم باطني و اسرار آن مي داند . همين عقايد پاك و درست

او انگيزه شد تا به شهر بسطام ، شهر مدفن بايزيد بسطامي و مهد عرفان برويم تا گفت

و گويي با اين استاد گرامي داشته باشيم و از نظرات مفيد وي بهره بجوييم :



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/10/02ساعت 14:37  توسط  محمد  | 


در گفت‌وگو با افراد می‌شود متوجّه شد که آنها سعی در پنهان کردن ترس خود دارند؛

امّا زمانی که پرسش از علّت ترسیدن به میان می‌آمد، ناشناخته بودن و همراه شدن با

خرافات از جمله مهم‌ترین دلایلی بود که مطرح می‌شد. حجّت الاسلام حیدرزاده نیز برای

این امر از مثال تاریکی و روشن نبودن فضای مربوط به عالم اجنّه یاد می‌کند که چون با خرافات

آمیخته شده‌اند، قابل اعتماد نیست و منجر به وحشت انسان‌ها می‌شود و برای برون‌رفت

از این شرایط می‌گوید: با اتّکا به مبانی قرآنی و روایات می‌شود چراغ این اتاق تاریک را روشن

کرد، آن وقت است که می‌بینیم دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1391/09/24ساعت 21:21  توسط  محمد  | 


آیات هر نوع بیماری با آیات بیماری دیگرفرق می کند اگر چه می توان هر ایتی را بخوانیم

و علت ان هم اینست که :

1- جنها انواع مختلفی دارند و بعضی یهودی بعضی مسیحی و بعضی ساحر و ..... هستند

پس و قتی که تشخیص داده شد جن یهودی است آیاتی که در مورد یهود سخن گفته است

بیشتر حن را تحت تاثیر قرار می دهد یا وقتی تشخیص دادیم که بیماری بخاطر سحر بوده آیات

سحر بیشتر جن را تحت تاثیر قرار داده و یا مسلمان می شود یا بیرون می رود

2-در احادیث به خواندن این آیات برای دفع شیاطین و یا به فضیلت انها تاکید شده است

3- بزرگان دین از این روش استفاده کرده اند



+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/09/05ساعت 22:36  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1390/03/13ساعت 15:28  توسط  محمد  | 

قسمت چهارم : معالجه لمس شيطان و انواع سحر و حسد

در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/11ساعت 3:27  توسط  محمد  | 

                                           قسمت سوم : داخل شدن جن به بدن انسان

    عبدالله بن احمد بن حنبل مي گويد:" به پدرم گفتم: كساني هستند كه مي گويند جن داخل بدن ديوانه نمي‌شود. گفت: پسرم دروغ مي گويند. جن بر زبان شخص جن زده سخن مي گويد"؛ و آن امري آشكار است چون شخصي كه دچار صرع شده است به زباني سخن مي گويد كه معناي آن را نمي داند و به بدنش ضربه هاي بزرگي مي زنند كه اگر به وسيله آن شتر زده شود نشانه اي از خود به جاي مي گذارد و با اين حال شخص ديوانه نه ضربه را احساس مي كند و نه كلامي كه بر زبانش جاري مي‌شود را مي داند. و ممكن است شخص دچار صرع شده براي شخص سالم كاري انجام دهد؛ و قاليچه اي كه بر آن نشسته است را جمع كند و اسباب و وسايل را جابجا كند و از مكاني به مكان ديگر رود و كارهاي ديگري نيز انجام دهد. كسي كه مصروع را مشاهده كند برايش مشخص مي شود كسي كه بر زبان آن فرد سخن مي‌گويد و حركت دهنده اين اجسام مي باشد نوعي ديگر غير از انسان است. و هيچ يك از امامان مسلمانان داخل شدن جن در بدن شخص دچار صرع شده را انكار نكرده اند و كسي كه آن را انكار كند و ادعا كند كه شريعت آن را انكار كرده است بر شريعت خداوند دروغ بسته است چون دلايل شرعي آن را نفي نمي‌كنند».

امام ابن القيم: در كتابش[زاد المعاد في هدي خير العباد] ج4 ص66-69 مي گويد:" صرع دو نوع است. نوعي از آن ناشي از شياطين و نوع ديگر از آن ناشي از بهم خوردن تعادل و نوعي مرض است كه در اين مورد پزشكان به برسي علل و راه چاره آن مي پردازند اما در مورد صرعي كه سبب آن شياطين هستند پزشكان و دانشمندان به وجودش معترف ولي از علاجش ناتوانند؛ و معترفند كه درمان آن به وسيله ارواح پاك و بلند مرتبه صورت مي گيرد و آثار آن را دفع مي‌كند و به مقابله كارهاي آن ها مي پردازند و آن را باطل مي كنند كه بقراط در بعضي از كتاب هايش به آن پرداخته است و تعدادي از درمان صرع را بيان مي‌كند و مي گويد: اين تنها براي صرعي كه سبب آن به هم خورد تعادل دروني است سودمند است اما صرعي كه ناشي از جن است اين درمان چاره ساز نيست.

 اما در بين پزشكاني كه به نوعي از جهل و گمراهي مبتلا هستند، اين نوع صرع را انكار مي كنند و نمي‌پذيرند كه شياطين در بدن مصروع تأثير بگذارد ولي واقعيت اين است كه آن‌ها نمي دانند چون اين امر موضوع علم پزشكي نيست چنان‌چه علل چيزي دانسته نشد آن را انكار كنند در حالي‌كه حواس و واقعيت بر آن شاهد است و ارجاع دادن آن ها بر درمان بعضي از بيماري ها به منزله درمان همه آن ها نيست.

 تا آن جا كه مي گويد: و پزشكان گمراه جز صرع ناشي از عدم تعادل دروني را نمي پذيرند و هركس داراي عقل است و شناختي نسبت به جن ها و تأثير آن‌ها دارد نسبت به كسي كه به آن جاهل است و يا دچار ضعف عقلي است مي خندد .

و ... در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/11ساعت 3:21  توسط  محمد  | 

قسمت دوم : ابطال سحر به وسیله قرآن و سنت

رقيه چيست؟

سحر چيست؟

راه درمان سحر چيست؟

و ... در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/11ساعت 3:17  توسط  محمد  | 

مباحثی در مورد حقیقت وجود جن

ابطال سحر

خارج کردن جن از بدن انسان

به استناد قرآن و سنت نبوی و سخن بزرگان

در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/11ساعت 3:9  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/05ساعت 0:9  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/25ساعت 22:24  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/10ساعت 22:28  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/28ساعت 17:17  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/28ساعت 16:18  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/28ساعت 16:15  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/28ساعت 16:13  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/21ساعت 0:44  توسط  محمد  | 

                                         
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/19ساعت 23:39  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/18ساعت 12:43  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/17ساعت 22:56  توسط  محمد  | 

1- جن موجوداتي نامرئي كه از شعله هاي آتش آفريده شده است.

2-جن داراي علم اداراك و شخصيتي خوب و بد است.

3-جن داراي قدرت منطق و استدال است.

4-جنيان خوب و بد را تشخيص مي دهند.

5-جن داراي تكليف و موئسوليت در مقابل خداوند است.

6-جن داراي حشر ونشر و معادند.

7-جن هم مومن دارد هم كافر.

8-در بعضي از جنيان قدرت بالاي وجود دارد.

9-خلقت جنيان در روي زمين قبل از انسان بوده است.

10- جنيان قدرت برانجام بعضي از كار هاي مورد نياز انسانها هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/17ساعت 22:36  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:47  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:46  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:45  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:45  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:44  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:43  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:43  توسط  محمد  | 

در داستان حضرت سلیمان و ملکه سبا درباره عمل خارق العاده عفریتی از اجنه حضرت سلیمان، قرآن می گوید: «قال الذی عنده علم من الکتاب». اینجا که بحث از قدرت است علم را به میان می کشد، در سوره والنجم که بحث از علم است قدرت را به میان می کشد. این به واسطه توأم بودن ایندو است.

فردوسی شعری دارد و مضمون حدیث هم هست. البته این شعر در سطح پایین تری است: " توانا بود هر که دانا بود " دانایی و توانایی با همدیگر هستند. مقصود این است که هر کسی هر اندازه که دانا باشد بر قدرتش افزوده می شود. البته او از این راه می گوید که انسان وقتی که دانا بود قانون جهان را بهتر می داند. وقتی قانون جهان را بهتر دانست بهتر می داند که چگونه اشیاء جهان را در خدمت بگیرد. وقتی آنها را در خدمت گرفت بر قدرت و توانایی اش افزوده می شود. ولی این معنا را به مفهوم وسیعتری قائل هستند و می گویند اساساً علم و قدرت عین یکدیگرند، علم عین قدرت است و قدرت عین علم است و این تفکیکی که انسان میان علم و قدرت می کند یک اشتباه است، اصلاً خود علم قدرت است و قدرت علم است و لهذا در ذات پروردگار هر دو به شکل واحد موجود هستند.

ما می بینیم در قرآن کریم در آن آیه که صحبت از علم است می گوید: «علمه شدید القوی»؛ او را (آن فرشته) بس نیرومند آموخته است. (نجم/ 5) نمی گوید " علمه کثیر العلم "، در اینجا که صحبت از قدرت است علم را به میان می آورد: «و قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک»؛ کسی که از "علم کتاب" بهره ای داشت. گفت من پیش از آنکه چشمت را بر هم زنی آن را به نزدت می آورم. (نمل/ 40)

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:42  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:41  توسط  محمد  | 

روایاتی هستند که دلالت دارند بر آنکه بر اعراف، گناهکاران و خطاپیشگانی وقوف دارند که حَسَنات و سَیئات آنان مساوی است، و هنوز حکم آنان قطعی نشده است. عیاشی از طَیار از حضرت صادق علیه السلام آورده است که قَالَ: «قُلْتُ لَهُ: أَیُ شَیْءٍ أَصْحَابُ الاْعْرَافِ؟ قَالَ: اسْتَوَتِ الْحَسَنَاتُ وَالسَیِئَاتُ؛ فَإنْ أَدْخَلَهُمُ اللَهُ الْجَنَةَ فَبِرَحْمَتِهِ، وَ إنْ عَذَبَهُمْ لَمْ یَظْلِمْهُمْ؛ به آن حضرت گفتم: اصحاب اعراف کیانند؟ فرمود: آنانکه حسنات و سیئات آنها برابر است؛ حال اگر خداوند آنانرا به بهشت برد از روی رحمت اوست، و اگر عذابشان کند به آنها ستم نکرده است» (تفسیر عیاشی و بحارالانوار).

و علی بن إبراهیم آورده است که: «سُئِلَ الْعَالِمُ عَلَیْهِ السَلاَمُ عَنْ مُوْمِنِی الْجِنِ أَیَدْخُلُونَ الْجَنَةَ؟ فَقَالَ: لاَ، وَلَکِنَ لِلَهِ حَظَآئِرَ بَیْنَ الْجَنَةِ وَالنَارِ یَکُونُ فِیهَا مُؤْمِنُوالجِنِ وَ فُسَاقُ الشِیعَةِ؛ از عالم آل محمد علیهم السلام پرسیدند که: آیا مؤمنان از طائفه جن در بهشت میروند؟ فرمود: نه، ولیکن خداوند حَظیره هائی در بین بهشت و آتش دارد که در آن مکانهای معین شده مؤمنان از جن و فاسقان از شیعه سکونت دارند» (تفسیر قمی ص 624). درباره این گروه سعدی شیرازی گفته است:

ای سیر ترا نان جوین خوش ننماید *** معشوق منست آنکه به نزدیک تو زشت است
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف *** از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:41  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:35  توسط  محمد  | 

این موجودی که نامش جن است و به واسطه همان عنصر خاص خودش در «لحظه» می تواند عالم مادی را طی کند، با اینکه از نظر اندیشه و روح پایین تر از انسان است، از نظر جسم از انسان خیلی قویتر و نیرومندتر است. از قرآن استنباط می شود که اینها خود را تا نزدیکترین آسمانها هم می رسانند و آن آسمانها مقر ملائکه است، به این معنا که ملکوت آن آسمانها مقر ملائکه است. اینها گاهی چون می توانند خودشان را تا آن افق نزدیک کنند می توانند از یک سلسله خبرها آگاه بشوند. بعد از قضیه بعثت حضرت رسول، اینها دیدند یک دگرگونی در آن آسمانها پیدا شده، یعنی نمی گذارند نزدیک بشوند و اگر بخواهند نزدیک بشوند اینها را با شهاب می رانند. البته گفته اند کلمه شهاب کنایه است، یعنی با یک نیرویی اینها را می رانند. اینها گفتند ما دیدیم که وضع در آنجا برای ما دگرگون شده، دیگر ما را به آن نزدیکیها راه نمی دهند ولی با خود فکر می کردیم آیا شری برای مردم زمین اراده شده است یا خیری؟ نمی دانستیم که منشأ این جریان شری است یا خیری؟
حالا فهمیدیم که یک خیر سبب این کار بوده است و انا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شدیداً و شهبا؛ ما آسمان را لمس کردیم، یافتیم او را که پر شده است از نگهبانان و از شهابها، یعنی برای ما دیگر امکان نزدیکی در آنجا نیست. و انا کنا نقعد منها مقاعد للسمع؛ ما قبلا آن نزیدیکیها می نشستیم و استراق سمع می کردیم یعنی از جریانها به نحوی آگاه می شدیم اما فمن یستمع الان یجد له شهابا رصدا؛ حالا اگر کسی بخواهد در مقام استماع بر بیاید با شهابی که در کمین است او را می رانند. و انا لا ندری اشر ارید بمن فی الارض ام اراد بهم ربهم رشدا؛ نمی دانیم - یعنی نمی دانستیم و حالا فهمیدیم قضیه چیست - که آیا این جریان از شری برای مردم حکایت می کند یا از خیری. (سوره جن آیات 8 تا 10)

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:34  توسط  محمد  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:34  توسط  محمد  | 

در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 13:2  توسط  محمد  | 

جن دارای عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخیص است ؛ به اضافه هوشی سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.

در ادامه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/10ساعت 23:25  توسط  محمد  | 

ارتباط با جن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1-     طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2-     اجرای اعمال : اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3-  استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4-  تنهایی در طبیعت: با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود  

5-  بزرگی روح: اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود

 

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است

 

عنصر مادی انسان متفاوت از عنصر جسمیت پیدا کرده جن است شرح این مبحث در قسمت تخصصی بیان شده است

سطح فکری دو موجود نیز بسیار متفاوت است همانطور که قابلیتهای جن بسیار شگفت انگیز است قابلیت فکری او نسبت به انسان بسیار ضعیف میباشد البته ذکر این نکته لازم به نظر میرسد که تمامی قابلیتهای جن به غیر از مسئله طول عمر برای انسان اکتسابی و دست یافتنی است

چون انسان از نظر خلقت در بالا ترین سطح مخلوقات قرار دارد بنا بر همین ارتباط او با تمام موجودات همراه با به خدمت گرفتن آنها خواهد بود شما هر حیوانی را که بخواهید با او زندگی کنید به تسخیر در آورده ، تربیت کرده و از او استفاده مینمائید از  مرغ و گوسفند و حیوانات اهلی تا شیر و دلفین و عقاب که وحشی هستند ابتدا محبوس ،سپس از آنها  بهره برداری مینمایند

جن نیز همینگونه است شما در حالی میتوانید اورا به خدمت بگیرید که با اذکار و اوراد که مسائل معنوی و غیر مادی است او را محبوس نموده سپس ارتباط برقرار مینمائید

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد اما از دید ما پنهان است و با این اعمال شما به مرحله ای میرسید که میتوانید وجود اورا درک کنید بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم

 

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

 

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir



+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 13:40  توسط  محمد  |